تبليغاتX
< العربیه >< English >< Français >< Español > جالبترین سایت(مملو از اطلاعات)

صفحه نخست | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | اضافه كردن به علاقمندي ها | خانگي سازي | ذخيره صفحه | آر.اس.اس| فهرست مطالب | پست الکترونيک | گلچین جالب | گالری من |

موضوعات
» آموزش عمومی کامپیوتر
» آموزش نرم افزار
» آشپزی
» آموزش Access.اکسس
» آموزش زبان
» آموزش Word
» آموزش موبایل
» آموزشهای هنر خانگی
» اجتماعی
» اخبـــــار
» اقتصادی
» اینترنت
» بازی (Game)
» برنامه نویسی
» برنامه های موبایل
» بهداشت و سلامت
» بیوگرافی مشاهیر
» پیوندهای جالب :: Jaleb Link
» تاره های جالب::Jaleb New
» تاریخی
» تازه های IT
» تازه های تکنولوژی::Jalebology
» تازه های سخت افزاری
» ترفند رجیستری
» ترفند نرم افزاری
» ترفندهای موبایل
» ترفندهای ویندوز
» تصاویر جالب::Jaleb Pic
» تصاویر سه بعدی 3D Pic
» توصیه های پزشکی
» جادوی اعداد
» جالبه بدونید که....
» جملات قصار حکیمانه
» جی میل G-Mail
» داروهای گیاهی
» داستان
» دانستنیها
» دانستنیهای روزمره
» دانلود
» دینی و مذهبی
» روانشناسی
» ریاضیات
» زنگ تفریح
» سخت افزار
» سوال و جواب کامپیوتری
» سیاسی
» سیستم عامل
» سینما و تلویزیون
» شبکه
» شعرکده
» ضرب المثلها
» طنز
» فایرفاکس-(FireFox)
» کاریکاتور
» کامپیوتر
» کتاب الکترونیکی
» لپ تاپ.نوت بوک
» مایکروسافت Office
» مجموعه فایلهای پاورپوینت
» مقالات
» مکعب روبیک
» مناسبات
» میوه ها و گیاهان
» نجوم
» وبسایت و وبلاگ
» ورزش
» ویروس و آنتی ویروس
» ویندوز سون[Windows.7]
» هک و کرک Hack
» هنر عکاسی
» یاهو [yahoo]

آرشيو ماهانه مطالب جالب
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
ادمه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
تست اعداد اول
تست سرعت اینترنت شما
آمار لحظه به لحظه جهان!
يك ساعت عجيب و جالب
همه چیز درباره موبایل
فهرست عناوین مطالب سایت
محمد خسروی
مهدی خسروی
گوگل
عصرایران
تابناک
وبز
پی سی اسکریپت
ایران جاوا
آریا لینک
وبسایت رسمی بادرود
بادرود آزاد
بانک مقالات علمی (فارسی)
ساختIDدرگوگل(Gmail)
ساختIDدرyahoo
کی.یو.ال.سی
آرشیو و تاریخچه وبسایتها
وبلاگ تخصصی آموزش ودانلود
آرمان نامه
چندسال عمرمیکنی؟؟
استاد فرشچیان
لینکهای جالب ریاضی
ارسال sms رایگان از طریق اینترنت
علمی,کتاب,مقاله,برنامه,هک
قالب خودرا در ۱۰دقیقه بسازید
پيغامك
جدول سودوکو (Sudoko)
جایگزین آنلاین فتوشاپ
بارونی
اطلاعات موسیقی ایران
یه کندوی دانلود
فکس مجانی بفرستید
آپلود تصاویر شما با پیک لت
بزرگترین سایت تفریحی ایران
اپرا + نوید
میکروبلاگینگ وی ویو
وبززز
پروفایل من در گوگل
کدپستی شما
خدمات الکترونیکي ايران
رتبه خود را در بین پولدارها ببینید.
آرشیو عکس جهانی
روزشمار تولد تصویری
کتابهای الکترونیکی موبایل
كتابهاي رايگان فارسي
شارژ اينترنتی سيم کارت اعتباری
صورتحساب همراه اول
آپدیت Nod32 تمام ورژنها
قدیمی ها
همه تقویمها
قالب های رایگان بلاگفا و ...
دنیای کامپیوتر و موبایل
انيشتين براي شما مي نويسد!!
همه ضرب المثلهای ایرانی
با فونتهای گوگل،یاهو و ... تایپ کنید
ایجاد افکتهای زیبا به عکسهای شما
اعمال افکت بر روی عکسهای شما
مبدل پینگلیش به فارسی گوگل
اکسپرس، قالب نرم افزاری متن باز
از مولتي‌كالر لذت ببريد
محمد
مانی
مهدی
ایران
بادرود
خسروی
آپلودرايگان
دانلود کتاب هاي تاريخي
بازی هوش سنج
نتایج فوتبال سراسر جهان
يك بيليون ماز به همراه جواب
آموزش رايگان ساخت كاردستي
نينجا متن شما را مي‌نويسد !
آموزش ساخت اسباب بازي کاغذی
خطاطي و نستعليق آنلاين تحت وب
ارسال و دریافت SMS و MMS از طریق اینترنت
آرش 98 برنامه های موبایل و رایانه
معلمان ریاضی مقطع راهنمایی
مباحث متنوع رياضي و . . .
فاصله بین تهران و شهرهای ایران
دانلود نرم افار + کرک
دلنوشته های مادر شیرین
جعبه سازی
pc دانلود
چهره سازی آنلاین
تمرین تای‍پ فارسی
آرشیو اینترنتی تلویزیون ایرانIRIB SIMA
آزادی 22 دانلود همه چی
چهره ۲۰ سال بعد خودتان
جام جهانی در یک جدول زیبا
آگاهی از اطلاعات یک شماره تلفن…
پاییز بادی بیلدینگ
دانلود آخرین ورژن نرم افزارها
اطلاعات Domain
دانلود فيلم با لينک مستقيم
آکاایران ، آکا الکتریک
محاسبه ارزش یک وب سایت
ارزيابي سطح زبان انگليسي
جستجوی لغات و توزیع مکانی در گوگل
نقشه آنلاین ترافیک تهران
واژه‌نامه‌هاي آنلاين انگليسي/فارسي
500 دامنه یک کلمه ای
قره چمن
مرکز جاوا اسکریپت ایران


آمار بازديد

عضویت در خبرنامه جالب





Powered by WebGozar

گالری تصاویر

تبليغات


سخن روز : سعادت را بايد در بين راه پيدا کرد نه انتهاي جاده، چون در آن جا سـفر به پايان رسـيده و ديگر ديـر شده است. وقـت بـراي ســعادتمند بـودن امــروز اسـت نـه فــردا.
‹‹ جيمز باديد ››

سؤال های بی جواب

* چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

* چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

* چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

* چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

* آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

* چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

* چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن  دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

* چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

* اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

* تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟


نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/04/25 و ساعت 9:21

ادامه مطلب

تعرفه های جدید متکدیان در تهران اعلام شد



نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/04/09 و ساعت 7:10


احوالات دانشجو!
شروع ترم
شروع
 ترم
یک هفته بعد از شروع ترم
یک 
هفته بعد از شروع ترم



نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/04/04 و ساعت 11:11

ادامه مطلب

قوانین مورفی
یادآوری قوانین مورفی تسکین‌دهنده بدبیاری‌ها و بدشانسی‌هاست. قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی پروژه‌ای کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایشهای پروژه تکنسینی خنگ تمام سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می‌کنه" و این اولین قانون مورفی شد. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/03/22 و ساعت 18:23

ادامه مطلب

پیکنیک لاک پشتها
یک (روز) خانواده  لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!
 در نهایت خانواده  لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/03/07 و ساعت 7:38

ادامه مطلب

اختراعات اپل از سال 2008 تا 2014 !



نوشته شده توسط ح.خسروی در 89/02/05 و ساعت 0:4

ادامه مطلب

صبحانه
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد:

مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز...

وای خدای من، خیلی درست کردی.. حالا برش گردون.. زود باش.

باید بیشتر کره بریزی.... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن.

مواظب باش. گفتم مواظب باش!

هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی.. هیچ وقت!!

برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقل تو از دست دادی؟؟؟

یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک......

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه احساسی دارم.

نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/12/23 و ساعت 13:18


100 سال دیگه

http://www.irtoofan.com/http://www.irtoofan.com/



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/12/21 و ساعت 8:45

ادامه مطلب

عجیب ترین کما(خواندنی)
  چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد باتري‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار مي‌دهيد. پرستار مي‌آيد.

        «ببخشيد! من موبايلم شارژ نداره. مي‌شه لطفا يه شارژر براش بياريد»؟

        «متاسفم. شارژر اين مدل گوشي رو نداريم».

        «يعني بين همكاراتون كسي شارژر فيش كوچك نوكيا نداره»؟

        «از 10سال پيش، ديگه توليد نمي‌شه. شركت‌هاي سازنده موبايل براي يك فيش شارژر جديد به توافق رسيدن كه در همه گوشي‌ها مشتركه».

نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/12/10 و ساعت 22:46

ادامه مطلب

چطوری میفهمی که الان در سال 2010 هستی؟
1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه 

4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره
 
6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

10 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
 
11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

سال 2010 خوش بگذره.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/11/19 و ساعت 23:42


33 روش برای سفارش پیتزا
1) وسط صحبت هی دکمه‌های تلفن رو فشار بده که صدا بده، بعد توی گوشی غرغر کن که «این کارها چیه، بس کنید!»

۲) یه اسم عجیب و غریب برای کارت اعتباری اختراع کن، مثلاً کارت چلغوزجیمبول، و بپرس که آیا برای پرداخت قبولش میکنند؟

۳) یه پرس چلوکباب سلطانی با گوجهء اضافه سفارش بده.

۴) بگو روی اون خط داری با یه پیتزا سرویس دیگه حرف میزنی و هرکدوم ارزونتر باشه به اون سفارش میدی.

۵) هر سؤالی کردند با همون سؤال جواب بده. مثلاً «چی میل دارید؟» با «خودتون چی میل دارید؟» یا «آدرستون رو بفرمایید» با «آدرس خودتون رو بفرمایید».

۶) از طرف بپرس همین الآن چه لباسی به تنشه.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/11/18 و ساعت 18:50

ادامه مطلب

30 کار جالب که موقع قطع شدن اینترنت میتونید انجام بدین
با خوندن این راه حلها شاید قطع شدن اینترنت حتی برای شما آرام بخش و مفید هم باشد.




نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/11/18 و ساعت 18:43

ادامه مطلب

چه زود چهره واقعي خود را نمايان ساختيد!

آن همه پنهان كاري، آن همه فريبكاري … استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي دروغي بيش نبود، از همان ابتدا نيز واضح بود در پشت قولهايي كه مي داديد هدفي غير از كشتار بي رحمانه نداريد … چه زود چهره واقعي خود را نمايان ساختيد … اما چه طور … اما چه طور دلتان مي آيد ما و زن و بچه هاي بي گناهمان را بكشيد … ما چه آزاري به شما رسانديم؟ ما كه به كسي كاري نداشتيم …

آقاي شهردار! نمي دانيد آن روز كه تصميم گرفتيد گربه هاي تهران را عقيم كنيد چه شور و شوقي در دلهاي ما بوجود آورديد، به خانه هر دوست و آشنايي مي رفتيم عكس شما را بر در و ديوار اتاق هايشان زده بودند و همه جا ذكر خير شما بود، آن روز شما را حامي خود مي دانستيم ... زهي خيال باطل ...

آقاي شهردار! آيا شما فراموش كرده ايد كه ما با خوردن آشغالها به شما كمك مي كنيم؟! اگر ما نباشيم كه بايد ماشين هاي حمل زباله تان را دو برابر كنيد، آيا بودجه لازم را داريد؟!




نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/09/26 و ساعت 19:43

ادامه مطلب

نامه تونل رسالت به تونل توحید!
تهران امروز: خواهرجان عزيزم؛ تونل توحيد خانم

از اينكه به سلامتي بختت باز شده و تا چند روز ديگر به بهره‌برداري مي‌رسي خيلي خوشحالم. مباركا باشد. ببخش از اينكه نتوانستم زودتر از اين تبريك بگويم. خيلي شلوغ است و لابد خودت تا به حال فهميده‌اي كه تونل شدن آن هم در شهري مثل تهران چه مصائبي دارد. عوضش حالا هم تبريك مي‌گويم، هم برايت آرزوي خوشبختي مي‌كنم و هم در عالم خواهري و بزرگ‌تري چند تا نصيحتت مي‌كنم كه به كارت بيايد.

اول اينكه خواهركم از اين قاليباف زياد به دل نگير. مي‌دانم هر روز و شب بهت سر مي‌زند و حوصله‌ات را سر برده ولي بدان كه همه‌اش از وسواسش است.

دوست دارد هر كاري را به بهترين وجهش بكند. با من هم همين‌طور بود و تا خودش شخصا نمي‌آمد كار را ببيند خوابش نمي‌برد. هي مي‌آمد به اين جاي رمپم دست مي‌كشيد و مي‌گفت: «چطوري يره... ماشاالله عجب تونلي دري مري بري خودت!» و هي دستور مي‌داد كه پيمانكارها تاخير نكنند.

تازه من كه زير نگاه برج ميلاد هم بودم و داشتم از خجالت آب مي‌شدم اما در عوض وقتي افتتاحم كرد ديگر به هم سر نزد و همچين رفت روي بقيه پروژه‌ها كار كند و مشغول آنها شد كه الان مگر فقط مسيرش بيفتد كه سري به من بزند. تو هم مطمئن باش كه وقتي افتتاحت كرد و شمارنده‌ات را برداشت و برد، آن‌چنان سرش به پروژه بعدي گرم خواهد شد كه فقط به طور گذري سروكارتان به هم خواهد افتاد. اين‌طوري است ديگر...

ديگر آنكه زياد خيال برت ندارد كه قرار است چون خيلي بي‌نظيري پس همه بيايند تعريف و تمجيدت را بكنند. خدا به سر شاهد است اينها را از سر حسادت‌هاي خواهرانه نمي‌گويم.

تو خواهر كوچك‌تر و افتخار مني؛ بزرگ‌ترين تونل شهرهاي اين مملكتي و با اين همه از همه ما كوچك‌تر؛ چرا به تو حسادت كنم؟ منتها نمي‌خواهم آن‌طوري كه توي ذوق من خورد توي ذوق تو بخورد. هيچ چيزي بدتر از توي ذوق خوردن نيست.

خواهي ديد كه از همان فرداي افتتاحت يك عده‌اي دم به دقيقه ازت ايراد خواهند گرفت. چرا رمپش كج است، چرا سقفش كوتاه است، چرا هواكشش سوراخ است.... همه اين ايرادها را از من هم گرفتند و من از همه جا بي‌خبر هم هر روز اشكم درمي‌آمد تا اينكه بالاخره سينما آزادي يه روز برايم پيغام داد كه دعوا سر چيز ديگري‌ست.

البته او هم اول در جريان نبوده و هر روز از اينكه چند روز ديركرد افتتاحش را توي سرش مي‌زنند اما به اينكه ده سال آزگار يك گوشه‌اي سوخته و نيمه‌جان افتاده بوده و قاليباف سروسامانش داده، كاري ندارند حرص مي‌خورده تا اينكه بعدا شستش خبردار مي‌شود داستان سر چيز ديگري‌ست. ولي به هر حال هيچ به دل نگير خواهركم كه اينها اصل دعواي‌شان با همان قاليباف است منتها دق دلي‌شان را مي‌آيند سر من و تو، برج ميلاد و سينما آزادي خالي مي‌كنند. ما بايد بسوزيم و به پاي اين مرد بسازيم.
قربانت

خواهر به سن بزرگ‌ترت، تونل رسالت



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/09/17 و ساعت 14:4


مراحل چهارگانه آماده سازي يك تحقيق يا پروژه دانشگاهي در ايران(تصویری)


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/09/11 و ساعت 23:25


با 4 كلاهبردار نابغه آشنا شوید
آی طنز نوشت:

همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهایی كه قبلاً كسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری كه مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند. بوده‌اند كسانی كه در دنیا چیزهایی را جعل كرده‌اند كه عقل جن هم به آن نرسیده. البته ما در تاریخ كشورمان هیچوقت از این كارها نكرده‌ایم!

این نوشته كاملا جدی است. خواهشمندیم این چیزها را یاد نگیرید و برای یكبار هم شده اگر چیزی هم بدآموزی داشت شما خودتان با نیروی مثبت ذهنی آنرا به یك متن آموزنده تبدیل كنید. «آی‌طنز» مسئولیت هرگونه بدآموزی و اتفاقات بعدی را نمی‌پذیرد. مثلا اگر كسی میدان آزادی یا تخت جمشید را فروخت یا چیزی را جعل كرد، یا خلاصه از اینجوركارها! تعجب نكنید. قبلا از این اتفاق‌ها افتاده است. مثلا فروش برج ایفل!


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/09/02 و ساعت 14:50

ادامه مطلب

سنگ قبرهایی با نوشته‌های بامزه در مکزیک/عکس
قبر
 
یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته)
 


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/08/10 و ساعت 0:44

ادامه مطلب

داستان بسیار زیبای خیانت!

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که...

داستان بسیار زیبای خیانت! (تصویری)





نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/08/05 و ساعت 9:40

ادامه مطلب

وقتی جنبه ریاست نداری…!

 شما به تازگی رئیس یه بیمارستان شدید.یه روز صبح مثل همیشه وارد اتاق کارت می شی و با یه گزارش متفاوت روی میز برخورد می کنی.
وقتی به دقت مطالعه اش می کنی متوجه می شی که مربوط به مرگ 3 تن از بیماران بستری شده در بخش مراقبت های ویژه قلب، در سه روز متوالیه.

به مسئول دفترت می گی مسئولین این بخش رو خبر کنه تا به اتاق رئیس بیان و همچنین ازش می خوای تا با مسئول حراست بیمارستان تلفنی صحبت کنی.

مطلب رو با هر کی در میون می زاری صحبت از یه معجزه یا جا خوش کردن عزرائیل می شه.

آخه تو گزارش اومده که رو یه تخت خاص در سه روز متوالی سه نفر راس ساعت 8 صبح جان خود را از دست دادن و عجیب تر اینکه یکی از این بیماران خیلی هم حال عمومیش بد نبوده.




نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/07/15 و ساعت 23:54

ادامه مطلب

سوالات خنده دار کامپیوتری

کاربر: کامپیوتر می‌گوید هر کلیدی را (any key) فشار دهید، اما من نمی‌توانم دکمه any را روی کی‌بوردم پیدا کنم؟

کاربر: من نمی‌توانم کانال‌های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم.

کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم. می‌توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید؟!

کاربر: اینترنت من کار نمی کند!
مشاور: مودم را وصل کرده‌اید، همه سیم‌های کامپیوتر را چک کرده‌اید؟
کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است. هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده‌ام!

کاربر: پسر 10 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من به هیچ وجه نمی‌توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی‌گوید. با من لج کرده.

مشاور: لطفا روی مای کامپیوتر (کامپیوتر من) کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.

مشاور: مشکل شما به خاطر نرم‌افزار «اسپای‌ویری» است که روی دستگاه‌تان نصب شده (Spy در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می‌تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می‌کنم من را ببیند؟

کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/07/15 و ساعت 23:40


حكایت سه شپش!(طنز)

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.

سه تا شپش بودند در ولایت جابلقا که با فلاکت و بدبختی زندگی می‌کردند. یک روز یک جلسه‌ی مشورتی گذاشتند که با هم مشورت کنند، ببینند چطور می‌توانند از این وضعیت خلاص شوند.

شپش اول گفت: «همه‌ی بدبختی ما از این است که حوزه‌ی فعالیتمان مشخص نیست. باید از هم جدا شویم، هر کداممان برویم سر وقت یک گروه خاصی.» دو شپش دیگر هم گفتند: «درستش همین است.» بعد تصمیم گرفتند هر کدام حوزه‌ی کارشان را مشخص کنند.

شپش اول گفت: «من می‌روم سر وقت ملک التجار چون نسل اندر نسل خاندان ما با بزرگان نشست و برخاست داشته‌اند.»

شپش دوم گفت: «من هم می‌روم به خانه‌ی مش حسن بیل زن. اصولا خون آدم ثروتمند به مزاج من سازگار نیست.»

شپش سوم گفت: «من هم می‌روم به ولایت غربت پیش فک و فامیل‌های خودم.»

باری سه شپش جوانمردانه بر سر و روی هم بوسه زدند و خداحافظی کردند و از هم جدا شدند.

شپش اول مستقیما رفت به خانه‌ی ملک‌التجار. شب بود و ملک التجار در پشه بند خوابیده بود. شپش بینوا تا صبح منتظر نشست تا ملک‌التجار از خواب بیدار شد و از پشه بند آمد بیرون. وقتی چشم ملک‌التجار به شپش افتاد، گفت : «اگر با من کاری داری، حالا فرصت نیست. ظهر بیا دم حجره.» شپش بیچاره تا ظهر گرسنگی کشید و بعد رفت به حجره.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/07/13 و ساعت 0:54

ادامه مطلب

عاقبت درس نخواندن!

ما یك رفیقی داشتیم كه از نظر باحال بودن دو سه برابر ما بود(دیگر حسابش را بكنید كه او كی بود) این بنده خدا به خاطر مشكلات زیادی كه داشت نتوانست درس بخواند و در دبیرستان درس را طلاق داد و رفت سراغ زندگیش. زده بود توی كار بنائی و عملگی ساختمان (از همین كارگرهائی كه كنار خیابان می ایستند تا كسی برای بنائی بیاید دنبالشان)

از اینجای داستان به بعد را خود این بنده خدا تعریف می كند:




نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/07/08 و ساعت 6:47

ادامه مطلب

پنجاه مزیت مرد بودن!!!
.....

14-  موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید.

.....




نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/29 و ساعت 23:47

ادامه مطلب

طنز: مردان دروغگو
شهرام شکیبا در مطلب طنزي در «خبر» نوشت:

روزنامه «دیلی اکسپرس» گزارش داده است که: «مردان 2 برابر زنان به همسر، همکاران و رؤسای خود دروغ می‌گویند. مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند».

درست است، بنده هم همین نظر را دارم که مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند، لذا دروغ‌های چند نفر را بررسی می‌کنیم.

نفر اول:
دروغ اول: سلام عزیزم. صبحت به خیر، چقدر خوشگل شدی امروز!
دروغ دوم: وا، چه خوب. بابات اینا شب میان خونه‌مون؟ چه عالی، خیلی خوشحالم کردی.
دروغ سوم: حتماً برات می‌خرم.
دروغ چهارم: الو، عزیزم من الان توی جلسه‌ام.
دروغ پنجم: خورده به در ماشین قرمز شده!
دروغ ششم: اگه بدونی امروز چقدر دلم برات تنگ شده بود؟!



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/25 و ساعت 23:44

ادامه مطلب

دستورالعمل تنبلی
*  سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید

* در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشسته و استراحت كنید

*  ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد

*  جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟

*  كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا

*  اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد

*از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود

*برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید

* در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید.

نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/25 و ساعت 6:22


راز ثروتمند شدن يك زن!
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد.

پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است .

زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/23 و ساعت 0:1


رزم رستم و ويروس
رزم رستم و ويروس

کنون رزم ويروس و رستم شنو

دگر شنيدستي اين هم شنو

که اسفنديارش يگي ديسک داد
بگفتا به رستم که اي نيکزاد

در اين ديسک باشد يکي فايل ناب
که بگرفتم از سايت افراسياب

برو حال ميکن بدين diskهان!
که هم نون وهم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini towerاش
بزد ضربه بر سر powerاش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مر آن disk را در drive اش گذاشت
.....


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/17 و ساعت 20:29

ادامه مطلب

آن كه شنيد و آن كه نشنيد

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...

به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.

دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
«ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.»

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.

سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد:
«عزيزم ، شام چي داريم؟» جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟» و

همسرش گفت:«مگه کري؟!» براي چهارمين بار ميگم: «خوراک مرغ»!

حقيقت به همين سادگي و صراحت است.

مشکل، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد...



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/06/14 و ساعت 4:53


معجزه شعر طنز
لگد موجود است


در خانه ما ز نیک و بد چیزی نیست
جز ننگی و پاره ای نمد چیزی نیست

از هر چه پزند نیست غیر از سودا
وز هر چه خورند جز لگد چیزی نیست

عبیدزاکانی
 
***
 
بدشانسی انوری

هر بلایی کز آسمان آید
گرچه بر دیگری قضا باشد

بر زمین نارسیده می پرسد
خانه انوری کجا باشد؟!
 
انوری


نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/04/19 و ساعت 13:25

ادامه مطلب

با شنيدن شغل هر كس ميگوييم ...
كارمند بانك: مي توني يه وام واسه ما جور كني؟

مهندس كامپيوتر: من كامپيوترم ويروسي شده مي‌توني ويندوزم رو عوض كني؟
پزشك عمومي: مي‌توني براي چهارشنبه كه بچه‌ام نرفته مدرسه يه گواهي بنويسي؟
دندانپزشك: بيا اين دندون عقل من رو نگاه كن ببين سياه شده بايد بكشمش يا پرش كنم؟
تعميركار ماشين: اين ماشين من نمي‌دونم چرا هي صداي اضافي مي‌ده، مي‌توني بياي يه نيگا بهش بندازي؟!



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/04/10 و ساعت 0:45

ادامه مطلب

شما می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد ؟!

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

دنباله این داستان رو بخونید اگه دوس داشتین یه نظر هم بدین.



نوشته شده توسط ح.خسروی در 88/04/08 و ساعت 20:21

ادامه مطلب

شهر هرت جايي است كه .......

شهر هرت جايي است كه توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...

 شهر هرت جايي است كه همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو كه نگاه مي كنن ياد تختخواب مي افتن

 شهر هرت جايي است كه مردم سوار تاكسي مي شن زود برسن سر كار تا كار كنن وپول تاكسيشونو در بيارن

 شهر هرت جايي است كه رنگهاي رنگين كمان مكروهند و رنگ سياه مستحب

 شهر هرت جايي است كه اول ازدواج مي كنند بعد همديگه رو مي شناسن

 شهر هرت جايي است كه همه بَدَن مگر اينكه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است كه دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

 شهر هرت جايي است كه بهشتش زير پاي مادراني است كه حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

 شهر هرت جايي است كه درختا علل اصلي ترافيك اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

 شهر هرت جايي است كه كودكان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان كنند

 شهر هرت جايي است كه شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

 شهر هرت جايي است كه همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

 شهر هرت جايي است كه براي مريض شدن و پيش دكتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

 شهر هرت جايي است كه با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا كرد

 شهر هرت جايي است كه خنده عقل را زائل مي كند

 شهر هرت جايي است كه زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه كه آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

 شهر هرت جايي است كه 33 بچه كشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

 شهر هرت جاييه كه نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالهاي تلويزيونيشو توي كاخها مي سازن

 شهر هرت جايي است كه 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره كردن ياد بگيري

 شهر هرت جاييه كه موسيقي حرام است حرام

 شهر هرت جايي است كه گريه محترم و خنده محكومه

 شهر هرت جايي است كه وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

 شهر هرت جايي است كه هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

 شهر هرت جايي است كه همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

 شهر هرت جايي است كه وقتي مي ري مدرسه كيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

 شهر هرت جايي است كه دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

 شهر هرت جايي است كه وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي كني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

 شهر هرت جايي است كه وقتي مي خواي ازدواج كني 500 نفر رو دعوت مي كني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي كلاسي تو كلي حرف بزنن

 شهر هرت جايي است كه هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينكه از يك طرفش بيفتي..

 شهر هرت جايي است كه .......

نوشته شده توسط ح.خسروی در 87/05/22 و ساعت 12:41


اگر خانم‌ها بجای حامله شدن تخم می‌گذاشتند

راستی آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده‌ايد که اگر خانم‌ها بجای حامله شدن و وضع حمل، مانند پرندگان تخم می‌گذاشتند، چه اتفاقاتی در دنيا رخ می‌داد، و زندگی روزمرۀ ما دستخوش چه تغييراتی می‌شد؟




نوشته شده توسط ح.خسروی در 85/08/02 و ساعت 14:37

ادامه مطلب

مطالب پيشين

:: هفت علت مهمی که همیشه مانع خلاقیت شماست
:: اصلآ چی هست این 90 به 10؟
:: چه مسائلي را نبايد به همسرتان بگوييد؟!
:: جالب و خواندنی از باورهای عامیانه مردم!
:: آیا آن چه دیگران راجع به شما فکر می کنند مهم است؟
:: ۱۵ نکته کامپیوتری که اگر ندانید باعث خنده دیگران می شوید
:: چهار درس زندگی از میمون، موش، قورباغه و سگ
:: پانزده نکته جالب درباره فضا
:: ۳۵ نرم افزار جانبی برای استفاده هر چه بهتر از ویندوز
:: البته مثل همیشه با لینک مستقیم برای دانلود و راحتی شما. مطلب زیر شامل لیستی از 50 بازی فلش اعتیاد آ
:: درست تلفظ کنیم!
:: آموزش حل مکعب روبیک
:: تبدیل ویندوز 7شما شبیه Mac OS X
:: Smart Object یا اشیای هوشمند چیست ؟
:: ناله كن اي دل به عزاي علي

درباره سایت جالب




در دوره ای که رسانه‌های مکتوب مهمترین فرمت رسانه‌ای محسوب می‌شدند توانایی افراد در خواندن و نوشتن، درک آنچه که نوشته شده است و توانایی ایجاد ارتباط از طریق نوشتار، مرز بین باسوادی و بی‌سوادی را تعریف می‌کرد. اما تکنولوزی‌های جدید، اقتصاد جهانی و اینترنت تعریف ما را از باسوادی متحول ساخته‌اند. رسانه‌های مکتوب بر خلاف سابق دیگر فرمت رسانه‌ای مسلط محسوب نمی‌شوند. این نقش در حال حاضر در اختیار رسانه‌های الکترونیک است. با سواد بودن در دنیای امروز به معنی توانایی رمزگشایی، درک، ارزیابی و ایجاد ارتباط با همه اشکال رسانه‌ای و همچنین توانایی در خواندن، ارزیابی و تولید متن، صدا و تصویر یا ترکیبی از همه این عناصر است.
ح.خسروی(جالب دات نت)



بیوگرافی مشاهیر
دانلودیهای جالب
جستجو در کمتر از ۱ ثانیه
5 فونت تحریری زیبا
تاریخ شمسی در برنامه های Office 2003
رمان کوری
آموزش شطرنج
دانلود فایلهای پاورپوینت
دو نوع بازی ورق(پاسور) در ایران
CPU-Zنمایش اطلاعاتcpu
برنامه ریکاوری OO DiskRecovery
40فونت فارسی+نستعلیق
حفاظت ازویروسهای USB
همه اطلاعات یک سایت
اینهم فایرفاکس ۳.۵+(دانلود)
با گوگل ترجمه کنید
آموزش کامل وردپرس دات کام
آموزش بیلیارد
QBlox بازي فکري موبایل
ترفندهای جستجو در گوگل
رمان مزرعهٔ حیوانات
سریال جادویی ویندوز XP
(یک ویرایشگرکداصلی)++Notepad
ایجادتصاویرموزائیکی
Anti kazme gheyz
Ultimate Defrag
Mozilla Firefox 3.6
سالنامه سلامت
برنامه رتوش فوری عکس
یک screen saver بارانی زیبا
تبدیل PDF به EXE
جدول فارسی
پازل فارسی
یک Deleteکننده قوی
برنامه تست سیستم و قطعات
درج قرآن با ترجمه درWord 2003-2007
فونت فارسیXPوVista
تبدیل Wordبه Pdf
Nod32+آپدیت
آموزش تصویری ساخت وبلاگ
آموزش ساخت ID یا Email در Yahoo
آموزش نصب ویندوزxp

لیست تمام پیوند ها


جستجو

Google


در كل اينترنت
در جالب دات نت



«سخن بزرگان»


جالبه بدونید که:


« ارسال سایت جالب برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by JaleB.Net



Powered By JaleB.Net Copyright © 2009 by jalebb
Design By : Khosravi


قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

جالبترین سایت