تبليغاتX
جالبترین سایت .:مملو از اطلاعات:.

جالبترین سایت .:مملو از اطلاعات:.
 
مطالب و موضوعات جالب کامپیوتر - آموزشی - روانشناسی-عکس - دیدنیها
استاد کوزه گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه های لعابی که می ساخت خیلی مشتری داشت .

شاگردی نزد وی کار می کرد که زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه های کاری خود را به او یاد داد .


شاگرد وقتی تمام کارها را یاد گرفت . شروع به ایراد گرفتن کرد و گفت مزد من کم است . و کم کم زمزمه کرد که من می توانم بروم و برای خودم کارگاهی راه اندازی کنم و کلی فایده ببرم .


هرچه استاد کوزه گر از او خواهش کرد مدتی دیگر نزد او بماند تا شاگردی پیدا کند و کمی کارها را یاد بگیرد تا استاد دست تنها نباشد ، پسرک قبول نکرد و او را دست تنها گذاشت و رفت .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 90/11/15 توسط حسن خسروی
تمامی حقوق این سایت محفوظ است | طراحی : جالب  
بک لینک فا